سيد حسين مدرسى طباطبائى ( گردآورى )

74

قم نامه ( مجموعه مقالات ومتون درباره قم ) ( فارسى )

ملكه و سلطانه حكم محكم ملوكانه بر ترقيم به دو آبادى دارالايمان قم و تشخيص معارف و عشاير و ايلات آن بلد شرف صدور يافته لهذا عرضه مىدارد كه : ولايت قم از بلاد محدثهء اسلام است . در عهد سلاطين كيان محل اجتماع آب رودخانه‌هاى و فرقان و انار بار بوده و چراگاه رمهء كيقباد در اطراف آن بوده در وقت لشكركشى كيخسرو به توران بحسب حكم شاهى بيژن پسر گيوباير قمرود را شكافته و آب را به طرف مسيله جارى ساخته و اين اراضى از آب خارج شده ، امغاى دولت كيخسرو هريك نهرى و قلعه‌اى براى خود دائر نمودند و به اسم بانى موسوم كردند و تماما به چهل حصاران مشهور گشت ، تا ظهور دولت اسلام شد . سكنهء آنجا مجوس بودند و جزيه مىدادند . در سنهء هشتاد و سهء هجرى كه عبد الملك مروان خليفه بود و حكومت عراقين را واگذار به حجاج يوسف نمود ، حجاج عبد الرحمن بن محمد اشعث را شصت هزار سوار جرار داده به تسخير كابل و قندهار فرستاد و به واسطهء تقسيم خمس غنائم موافقت آنها بدل به مخالفت شد و عبد الرحمن ياغى شد . اعراب اطاعت او را اختيار كردند . سه كرت در ميان لشكر حجاج و عبد الرحمن در اهواز مقاتله اتفاق افتاد و فتح با عبد الرحمن بود . در مقاتله چهارم لشكر عبد الرحمن شكسته شد و خود او مقتول گرديد . لشكر او در اطراف عالم متفرق شدند ، از آن جمله قبيلهء اشعرى كه جمعى كثير و جمى غفير بودند و سرداران آنها عبد اللّه و احوص اولاد مالك اشعرى بودند به ناحيهء قم ساكن شدند و در منازعهء گبران با ديالمه حمايت مجوسان نمودند و مطبوع طبع گبران شده آنها را مزرعه و محل دادند بعد چندى در ميان اعراب و مجوسان مخالفت اتفاق افتاده ، به تفصيلى كه در تاريخ قم مسطور است اعراب غالب و مجوسان مغلوب شدند . مشايخ عرب اجتماع آنها را در يك محل صلاح دانسته ، بناى شهر و باره گذاشته